تبليغاتX
تر یبون آزاد

تر یبون آزاد

شرح احوال شيخ حسين اوباما




Image By Pic.Blogfa.Com


آن شيخ علي الاطلاق، آن قطب به استحقاق، آن هدايت شده قضايي و قدري، آن حمايت شده ‏اپرا ثم وينفري، آن آکل الطعام بالچنگال والکارد، آن استاذ الهاروارد، آن بطفوليت شنيده تفلحوا ‏و قولوا، آن متولد در هونولولو، آن سناتور صاحب بصيرت آمريکي، آن بهادر مراقب سيرت ‏در نيکي، آن دارنده موهاي وزوزي، آن آمده از ولايت اندونزي، آن شيخ صاحب فن، آن افرو ‏امريکن، آن پيرو حضرت باري، آن برنده انتخابات از هيلاري، آن بوش را آمده به جا، آن ‏شيخ صاحب دها، آن در صميميت بيا ولک کا، قطب الاقطاب شيخنا باراک حسين اوباما، ‏شيخي صاحب ذات بود و عضو حزب دموکرات بود و معروف از همه جهات بود.‏

نقل است که پدرش شيخي برکت الدين کنيوي از شيوخ کنيا بود که ده سال پي شير در صحرا ‏دويده تا شبي در خواب پيري بر او داخل شد، شيخ خواست سلام کند، اما از هيبت پير از زبان ‏و دست و پاي بمرد و کلام بر وي جاري نشد، تا شيخ بگفت: " شيران را بگذار و بگذر تا ‏خداي بر تو طفلي دهد که پس از آن از اقطاب شود و اولوالالباب شود و چون ديگ غيرت به ‏جوش آيد، بوش برود و کارها بکند که هيچ شيخ نکرد." پس شيخ از خواب برخاسته خواست ‏نماز کند، اما شيخ دوباره بروي ظاهر شد و بپرسيد: نماز بهر چه خواني؟ گفت: شکر ديدار تو ‏گذارم. پير بگفت: " انت اسگلوني!؟ مگه هر کي رو خواب ديدي بايد نماز بخوني؟ لازم ‏نکرده، من مال بخش سکولار اونجام." پس شيخ برکت الدين دست از دين و دنيا بشست و ‏کشتي بخواست و سفر برفت.


نقل است چون شيخ حسين اوبامايي پاي به جهان نهاد، دماغ خويش به دو انگشت بگرفته شدت ‏آن چنان بود که خواست خفه شود، پس ده حکيم وارد شدند و طفل را بگرفتند که چرا چنان ‏کند. تا شيخ دون خوان تولتکي از اعاظم دراويش آن اطراف بر آنان وارد شده، پيشاني طفل ‏بديده و گفت: " اين طفل عظيم شامه اي دارد و بوش را از حال بداند و چون به چهل سال بعد ‏بوش همه جا را بگيرد، بيايد و چون بيايد بوش برود." و در وصف حال همين بيت صادر شد.‏

بيت
لقد رائحتي يصادر في العقبات الجورج
والطيارات في السماء و الاصابت البرج
هل من مزيد البوش في العالم زرتي
واليدخلوني الباراک و البوش اذا يخرج
‏( ترجمه: بويي در مشام من است از مردي خيره، و آيا داني هواپيما با برج چه خواهد کرد؟ ‏پس زياد شود بوش يکباره در همه جا و باراک مردي است که مي آيد و داني چيست؟) ‏

نقل است به ده سال بود که در بيابان جاکارتا همي مي رفت. پيرزالي بر وي ظاهر گشته و ‏شيئا لله زد، شيخنا هر چه داشت بدو داد از فرط مروت و سخا که در او بود. پيرزال بگفت: ‏يتيمان چون بخشش کند، خدا ده برابر دهد. شيخ بگفت: يتيم نيستم. گفت: در مردم تو بينم که ‏يتيم شوي و پدري ديگر بر تو وارد شود و پدرت بميرد و پدرخوانده ات بميرد و تنها شوي و ‏مادربزرگت هم يک روز به انتخابات جان بدهد. پيرزال اين بگفت و از ثقل گفت خويش چنان ‏بگريست که در اشک خود غرق شد، تا پاملا اندرسون نازل شده و منجي وي گشته او را ‏بخشکي رساند. و شيخنا تا به جهان بود دائم داغ همي ديد. ‏

شيخ اعظم نعيم الدين شمسکي از شيخ حسين کلمات عالي نقل کرد. شيخنا بگفت: " يخرجني ‏في العراق، گاماس گاماس و البير بير"( ترجمه: از عراق خارج مي شويم، يواش يواش و يکي ‏يکي) و گفت: " الاسرائيل و الامريکي هذا فرندز"( ترجمه: تماشاي سريال فرندز براي هر ‏آمريکايي و اسرائيلي مفيد است.) و گفت: " اليوسف مني و انا من اليوسف" ( ترجمه: جوزف ‏بايدن از ماست و ما از او هستيم.) ‏

نقل است که چون به امارت خواست برسد ضعيفه اي با وي کوس رقابت زد و هرچه کت و ‏دامن در جهان بوده بخريد و هر هفته به ده کرت سخن بگفت، تا مردمان مجتمع شده و شيخ از ‏فرط فقر و صدق که در او بود، برکشيده شد. و اين بود تا پيري از روساي عساگر و اميران و ‏وزيران بر وي نازل گشت و خواست تا غيرت مردمان را برانگيزد و با شيخنا بستيزد، اما ‏مردمان را عسرت و هلاک چنان عظيم گشته بود که پير را رخصت ندادند و شيخنا با امارت ‏رسيد و چون به امارت رسيد شيوخ مجتمع شدي و سماع درافتاد.‏

نقل است که چون خواست بميرد، عزرائيل سوار بر فيلي بر وي نازل شده و گفت برخيز تا ‏برويم. شيخنا وصيت بکرده خواست برود، اما ملک الموت را بويي عظيم بر مشام رسيده، ‏سرش به دوار افتاده پرسيد: اين بو از کجا آيد؟ گفت بوش است و اگر بروم، بيايد. پس ملک ‏الموت بترسيد و فرار کرد و همچنان در فرار است و شيخنا بود تا چند سال.

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط تريبون آزاد  | 

واكنش تند 29 روحانی از 7 كشور به تكفير قرضاوى از سوى يك مرجع كويتى

 

۲۹تن از علماى دينى ودانشگاهى اعتراض شديد خود را نسبت به حمله تبليغاتى عليه شيخ يوسف قرضاوى اعلام كردند.

اين علما كه 16 تن از آنان كويتى وبقيه از كشورهاى عربستان سعودى، مصر، سودان، اردن وتونس مى باشند، با امضاى بيانيه اى مشترك، به شدت از اظهارات آقاى محمد المهرى که نمايندگى بعضى از مراجع تقليد شيعه در كويت را دارد ،انتقاد كردند.

به نوشته روزنامه كويتى الوطن (31/10/2008)، در اين بيانيه از اينكه المهرى، قرضاوى را "ناصبى ودشمن اهل بيت" دانسته به شدت ابراز ناخوشنودى شده است، واين حركت، مقدمه اى بر مباح دانستن خون رئيس اتحاد علماى مسلمين تلقى شده است.

در بيانيه مذكور همچنين موضعگيرى خبرگزارى نيمه دولتى مهر از ايران كه تبليغ برای ترویج تشیع را "معجزه الهى" دانسته بود، حمله شده است.

يادآورى مى شود چندى پيش شيخ قرضاوى در مصاحبه با روزنامه "المصرى اليوم" تبليغ برای ترویج تشیع در كشورهايى با اكثريت سنى از قبيل مصر رامورد نكوهش قرار داد وخشم بعضى ها را برانگيخت. ليكن در پى حملات رسانه ای متقابل، جرياناتى از میان مسلمانان خواهان پايان دادن به اين گونه مناقشات وتقويت وحدت اسلامى شدند.

در بيانيه 29 عالم، دولت ايران به عنوان محرك حمله به قرضاوى شناخته شد واز خبرگزارى مذكور ومراجع شيعه وپيروانشان خواسته شد كه پاسدار وحدت امت باشند.

صادر كنندگان بيانيه فوق، شاگردان وياران قرضاوى را متهم به آن كردند كه باسكوت در برابر حملات عليه رئيس اتحاد علماى مسلمين، در كنار ايران ايستادند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط تريبون آزاد  | 

علی(ع) را چه نیاز به شهادت در محراب؟!

 

توضیح :

کاربران عزیز ! از اینکه قدم بر دیدگان حقیر نهادید و به کلبه فقیرانه من سری زدید بی نهایت ممنونم

راستش گاهی اوقات کسانی پیدا می شوند که از گفتن حق و لو اینکه بر خلاف اعتقادات آباء و اجدادیشان باشد ابا نمی کنند و بدور از تعصب لب به سخن گشوده پرده از حقائق بر می دارند

نمونه بارزش همین  نقدی است که تقدیم شما سروران می گردد .

نقدی که یک شیعی از برخی باورهای مذهبی  اش به رشته تحریر در آورده است من که از خواندن این نقد لذت بردم . امیدوارم شما نیز نهایت استفاده را ببرید.

لازم به یاد آوریست: بنده هرچند با برخی از نکته نظرات این نویسنده عزیز موافق نیستم اما از آنجا که سعی در آنست که کمال امانت داری در نقل این نوشتارها رعایت شود بدون هیچ گونه کم و کسر ویا سانسوری مقاله این محقق را جهت استفاده شما سر وران تقدیم می کنم.

فقط توصیه بنده این است که این مطلب را تا آخر با حوصله بخوانید:

**********************************************************************

 

علی(ع) چه به مرگ طبیعی بمیرد یا در نبرد با کفار و مشرکین در میدان رزم به شهادت برسد، چه در محراب مسجد و چه در کوچه و بازار و حتی خانه خود, با حق است و حق با علی(ع) است. علی(ع) را چه نیاز به شهادت در محراب که ما برای جان گداز کردن حادثه و بی دین‌تر نشان دادن قاتل آن، بدون مستندات تاریخی اصرار داشته باشیم که بگوییم امیر المومنین(ع) در محراب نماز و در حال نماز به شهادت رسید و به هنگام ضربت خوردن گفت: «فزت و ربّ الکعبه».

این در حالی است که کتب معتبر تاریخی، که شیعه و سنی حوادث تاریخی را با استناد به آنها پذیرفته‌اند، آورده‌اند که مولای متقیان علی(ع) در هنگام ورود به مسجد ترور شد و به شهادت رسید. هیچ یک از این منابع به آنچه که در حال حاضر بین ما مشهور است، اشاره نکرد‌ه‌اند.

در نقل حوادث تاریخی باید به کتب مستند تاریخی مراجعه کرد و عین حقیقت را در اختیار مردم قرار داد، تا مبادا با کشف حقیقت به دیگر امور نیز شک کنند و امور گوهرین دین را زیر سوال برند.

مگر علی(ع) به عنوان یک انسان نمونۀ تربیت یافتۀ دست نبی، علم و معرفت، توحید و اخلاص، معنویت و عرفان، زهد و تقوا، مدیریت و سیاست و عدالت و … از هزاران فضیلت دیگر چیزی کم دارد که بخواهیم برای او فضیلت تراشی کنیم؟

در ذیل، برای روشن شدن بیشتر نحوه شهادت امیر مومنان علی(ع) اقوال مختلف در مورد آن را از کتب معتبر تاریخی به ترتیب تاریخ قدمت آن نقل می‌کنیم، باشد که راه حقیقت برای طالب حقیقت، هویدا و آشکار شود.   

«ابو حنيفه احمد بن داوود دينِوَرى» متوفای 283 هجری در کتاب «اخبار الطِوال» آورده است: چون آن شب فرا رسید، ابن ملجم شمشیر زهر آلود خود را برداشت و قبل از سپیده دم، در گوشه مسجد نشست و منتظر مانند که چون علی(ع) برای نماز صبح به  مسجد می‌آید و از کنار او بگذرد، کار خود را انجام دهد. در همان حال علی(ع) آمد و فرمود: ای مردم نماز. ابن ملجم برخاست و با شمشیر ضربه‌ای بر سر آن حضرت زد. قسمتی از شمشیر به دیوار اصابت کرد و در آن رخنه‌ای ایجاد کرد، ابن ملجم از وحشت به روی افتاد و شمشیر از دست او جدا شد. مردم جمع شدند و او را گرفتند. (ص260-261)

«احمد بن یعقوب» متوفای292 هجرى، در کتاب «تاريخ يعقوبى» آورده است: ابن ملجم بر در مسجد ایستاده بود که علی(ع) از تاریکی مسجد بیرون آمد و سر خود را داخل مسجد کرد. در این هنگام عبدالرحمن شمشیری بر سرش نواخت. (ص138)

«محمد بن جَرير طبرى» متوفای 322 هجری در کتاب «تاريخ الاُمَم و الملوك»، معروف به «تاریخ طبری» می نویسد: شب جمعه‌ای که صبحگاه  آن علی(ع) کشته شد به سال 40 هجری، ابن ملجم پیش قطام رفت و گفت: اینک شبی است که با دو یار خود وعده کرده‌ایم هر کدام یکی از آن سه نفر (علی(ع) معاویه و عمرو عاص) را بکشیم، پس قطام حریری خواست و سر آنها را بست. آنان شمشیرهای خویش را گرفتند و مقابل دری که علی(ع) از آنجا بیرون می‌شد نشستند. چون علی(ع) بیامد شبیب با شمشیر ضربتی به قصد او زد که به بازوی درب یا به طاق خورد. آنگاه ابن ملجم با شمشیر به پیشانی وی زد. (ص2684 -2683 )

«مسعودى» متوفای 345 هجری در کتاب «مُروج الذَهب»، آورده است: قطام پارچه حریری خواست و به آنها بست. آنها شمشیرهای خود را گرفته و در مقابل دری که علی(ع) از آنجا وارد مسجد می‌شد نشستند. علی(ع) هر روز برای نماز به مسجد می‌آمد و مردم را بیدار می‌کرد. ابن ملجم بر اشعث بن قیس، که در مسجد بود، گذر کرد. اشعث به او گفت: زود کار خود را انجام ده که روشنایی صبح تو را رسوا می‌کند. حجر بن عدی این را شنید و به طرف خانه حضرت رفت تا او را با خبر کند، از قضا در راه حضرت را ندید. علی(ع) وارد مسجد شد و ابن ملجم و یارانش به او حمله کردند و گفتند: حکم دادن خاص خداست نه خاص تو. ابن ملجم ضربتی به پیشانی حضرت زد و شمشیر شبیب به بازوی در خورد و مشاجع بن وردان فرار کرد. علی(ع) گفت: نگذارید که این مرد فرار کند. (ص773 – 772) 

ابو الفرج اصفهانی، متوفای 362 هجری در کتاب «مقاتل الطالبین» آورده است: شب جمعه 19 ماه رمضان سال 40 هجری. مطابق روایت ابو عبدالرحمن سلمی ابن ملجم و یارانش به نزد قطام آمدند. ابن ملجم به قطام گفت:امشب همان شبی است که من با دو نفر دوستم عهد بستم که هر کدام یکی از آن سه نفر را بکشیم. قطام چند قطعه حریر خواست و با آن پارچه‌ها سینه‌های آنها را محکم بست. آنها شمشیرها خود را به گردن آویخته و به راه افتادند و درب مسجد، مقابل دربی که حضرت برای نماز از آن درب به مسجد می آمد نشستند. (ص51)

«ابو مخنف» از «عبد الله ازدی» روایت می‌کند که در شب ضربت خوردن علی(ع) من نیز در مسجد کوفه بودم و با مردم دیگر که معمولا از اول ماه در مسجد مشغول عبادت بودند، مشغول نماز بودم. در همین هنگام علی(ع) با صدای بلندی فرمود: «الصلوة الصلواة». هنوز صدایش به آخر نرسیده بود که برق شمشیری را دیدم و شنیدم که کسی فریاد می زد: لا حکم الا الله. حکم از آن خداست نه از آن تو و پیروان تو. و شنیدم که علی(ع) گفت: این مرد فرار نکند. اسماعیل بن راشد و ابو عبد الرحمن سلمی روایت می کنند که در آغاز شبیب بن بجرة ضربتی بر آن حضرت زد ولی شمشیر او به خطا رفت و به طاق گرفت و بعد از او، ابن ملجم ضربتی بر آن حضرت زد که بر فرق او وارد شد. (ص 52 – 53)

«شيخ مفيد» عالم بزرگ شیعه، متوفای 413 هجری در کتاب «الارشاد» نوشته است: شب چهارشنبه 19 ماه رمضان سال 40 هجری بود که آنها نزد قطام آمدند. پس چند قطعه حریر طلبید و با آن سینه‌های آنها را محکم بست و آنها شمشیرها را به کمر بسته و به راه افتادند. آنها برابر دری که از آن درب علی(ع) برای نماز به مسجد می‌آمد نشستند. آنان قبل از این اشعث را از کار خود آگاه کرده بود و او نیز به آنها قول همکاری داده بود. اشعث به ابن ملجم گفت: زود کار خود را انجام ده که روشنایی صبح تو را رسوا می کند. حجر بن عدی این را شنید و به طرف خانه حضرت رفت تا او را با خبر کند از قضا در راه حضرت را ندید و ایشان از راه دیگر وارد مسجد شدند. ابن ملجم پیش دوید و آن حضرت را با شمشیر زد. (ص18 – 17)

از «عبد الله ازدی» روایت شده است که در شب ضربت خوردن علی(ع)، من نیز در مسجد کوفه بودم و با مردم دیگر که معمولا از اول ماه در مسجد مشغول عبادت بودند، مشغول نماز بودم. در همین هنگام علی(ع) با صدای بلندی فرمود: نماز نماز. هنوز صدای او  به آخر نرسیده بود که برق شمشیری را دیدم و شنیدم که کسی فریاد می زد: «لله الحکم یا علی، لا لک و لا لاصحابک.» حکم از آن خداست نه از آن تو و پیروان تو. و شنیدم که علی(ع) گفت: این مرد فرار نکند. (ص 18-19)

ممکن است این پرسش مطرح شود که پس دلیل اینکه امروزه شهادت در محراب بین شیعه مشهور شده است چیست؟ پاسخ این پرسش یک دلیل دارد و چند علت.

دلیل آن تنها یک خبر ضعیف از یک کتاب به نام «الفتوح» است که نویسنده آن «ابن اعصم کوفی» متوفای 314 هجری است. از نام، نسب، زادگاه، تاریخ تولد و زندگی او اطلاع زیادی در دست نیست و علمای تاریخ در مورد همه موارد یاد شده اختلاف نظر دارند. این کتاب حتی مورد استناد و اعتنای علمای شیعه در گذشته نیز نبوده است. با این حال «شیخ عباس قمی» متوفای قرن 14 هجری آن روایت را در کتاب «منتهی الامال» خود آورده است و در دوران معاصر مشهور شده است.

علت تمایل شیعه به این موضوع هم این بوده است که شهادت در محراب سوزناک‌تر است و شاید علت دیگر این باشد که معروف است که برخی از خلفا در محراب کشته شده بودند، و شیعیان خواسته‌اند در تبلیغات از آنها چیزی کم نداشته باشند. غافل از اینکه اسلام و قرآن برای حقیقت آمده است و علی(ع) هم برای حقیقت به شهادت رسیده است. شیعه علی(ع) نیز باید به فرموده خود او جز حقیقت نگوید و جز راه حقیقت راهی را نپوید.

 

منبع: سایت نقد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط تريبون آزاد  | 

نشست سران قبائل بلوچ با امامان جمعه اهل تسنن وتشيع زاهدان

 

معتمدين و ريش سفيدان اقوام و طوائف مختلف بلوچ از سراسر استان سيستان و بلوچستان،امروز صبح در مسجد مكي زاهدان با حضرت شيخ الاسلام مولانا عبدالحميد امام جمعه اهل سنت زاهدان ديدار و گفتگو كردند.

در اين نشست چند ساعته كه به منظور بررسي مشكلات اهل سنت كشور و نيز تحولات اخير استان برگزار مي شد مولانا عبدالحميد با ابراز نگراني از وضعيت موجود، طرح ساماندهي مدارس (مصوبه اخير شوراي انقلاب فرهنگي )،بحران تخريب مدرسه علوم ديني زابل و نيز دستگيري جمعي از علما و جوانان اهل سنت طي يك ماه گذشته را چالشهايي به حساب آورد كه شهروندان سني مذهب ايران را در اين مدت به شدت رنج داده است.


ايشان تاكيد كردند براي آنكه افراد تندرو و افراطي و ديگر دشمنان نظام از اين وضعيت سوء استفاده نكرده و از آب گل آلود ماهي نگيرند مسئولين نظام هر چه سريعتر در جهت رفع اين مشكلات برآيند.

مولانا عبدالحميد خاطر نشان كردند:«آحاد ملت ايران بايد اين شهامت را داشته باشند كه صداي خود را به مسولين نظام برسانند وبه نظر من هيچ كس با چنين روندي مخالف نيست.هر قومي كه مورد ظلم قرارمي گيرد بايد پيگيرحقوق خود باشد.»

در اين جلسه همچنين تني چند از سران قبايل به بيان ديدگاهها و نقطه نظرات خود پرداختند و از مسئولين نظام به خصوص رهبر معظم انقلاب خواستند اين بحرانها را جدي بگيرند و از كنار آنها ساده نگذرند .


همچنين پيمان فروزش نماينده مردم زاهدان در مجلس شوراي اسلامي كه در اين جلسه حضور داشت با بيان اينكه حوزه ي حكومت و قانون فرايندي جدا از حوزه ي اجرا مي باشد افراد متعصبي را كه در قسمت اجرا دست به تخلف زده اند را باني همه اين مشكلات دانست .

وي همچنين بشدت گزارشهاي كذبي كه از استان به مركز ارائه مي شود را به شدت محكوم كرد.

شايان ذكر است كه در پايان اين نشست نامه اي كه براي رهبر انقلاب تنظيم شده بود به امضاي تمام سران قبائل حاضردر جلسه رسيد.

سران و ريش سفيدان طوائف بلوچ همچنين امروز بعدازظهر با حجة الاسلام حاج آقاي سليماني نماينده ولي فقيه در استان ديدار كرده و خواستار حل هر چه سريعتر مشكلات اخير شدند

در اين جلسه دوست محمد بلوچ كه به عنوان سخنگوي ريش سفيدان معرفي شده بود اعتراض سران قبائل نسبت به مصوبه اخير شوراي انقلاب فرهنگي را مطرح كرد و در ادمه خواستار حل بحران حوزه علميه عظيم آباد زابل شد

وي همچنين از دستگيري علما و جوانان اهل سنت ابراز نگراني كرد و اظهار داشت ما خواستار آنيم كه هر چه سريعتر تكليف اين زندانيان بي گناه روشن شود.

در ادامه ي اين جلسه حجة الاسلام سليماني امام جمعه اهل تشيع زاهدان با سخناني زيركانه به توجيه معتميدين و ريش سفيدان حاضر در جلسه پرداخت.


وي در رابطه با بحران مدرسه ديني زابل گفت:« بيننا و بين الله ريشه اين بحران به خود شما عزيزان بر مي گردد

من چندين بار به مولوي عبدالحميد كه فردي ديندار و متدين هستند گفتم شما در حق فرزندان مرحوم مولوي محمد گل پدري كنيد و دستي بر سر آنها بكشيد تا بدين ترتيب جريان بخوابد

بنده دو بار به ايشان پيشنهاد دادم كه دو نفر از مولوي هاي منطقه را معرفي كنند تا آنان به شكلي قانوني متقاضي شده و سرپرستي اين حوزه را به دست بگيرند تا روال كار كاملا قانوني شود.

شما از ايشان بپرسيد آيا من چنين پيشنهادي ندادم


نماينده ولي فقيه در استان ادامه داد :«من دو بار قسم جلاله خورده و گفته ام به والله من از روي خير خواهي چنين پيشنهادي را مطرح مي كنم . ديديد كه در ادامه اين مسئله سر باز كرد و به عنوان يك بحران در شوراي تامين امنيت كشور مطرح شود

وي همچنين درمورد طرح ساماندهي مدارس ديني گفت در اين طرح اصلا بحث دولتي شدن مدارس مطرح نيست فقط يك سري از مقررات گذاشته مي شود تا هم به مشكلات سربازي طلاب رسيدگي شود و هم تكليف مدارك آنان مشخص شود .

اينكه گفته شده است كه در پي اجراي اين طرح دو نفر آخوند در حوزه ها نظارت داشته باشند به والله صحت ندارد.

وي همچنين در رابطه باجوانان وعلماي دستگير شده ي اهل سنت گفت:«كساني كه بازداشت شده اند وظيفه من در رابطه با آنها پيگيري هر چه سريعترموضوع شان است و با توجه به اينكه فقط بايد كسي كه جرمي مرتكب شده مجازات شود من به اين موضوع حتما رسيدگي خواهم كرد


گفتني است جزئيات كامل اين دو نشست متعاقبا در خروجي همين سايت قرار خواهد گرفت .

معتمدين و ريش سفيدان اقوام و طوائف مختلف بلوچ از سراسر استان سيستان و بلوچستان،امروز صبح در مسجد مكي زاهدان با حضرت شيخ الاسلام مولانا عبدالحميد امام جمعه اهل سنت زاهدان ديدار و گفتگو كردند.

در اين نشست چند ساعته كه به منظور بررسي مشكلات اهل سنت كشور و نيز تحولات اخير استان برگزار مي شد مولانا عبدالحميد با ابراز نگراني از وضعيت موجود، طرح ساماندهي مدارس (مصوبه اخير شوراي انقلاب فرهنگي )،بحران تخريب مدرسه علوم ديني زابل و نيز دستگيري جمعي از علما و جوانان اهل سنت طي يك ماه گذشته را چالشهايي به حساب آورد كه شهروندان سني مذهب ايران را در اين مدت به شدت رنج داده است.

ايشان تاكيد كردند براي آنكه افراد تندرو و افراطي و ديگر دشمنان نظام از اين وضعيت سوء استفاده نكرده و از آب گل آلود ماهي نگيرند مسئولين نظام هر چه سريعتر در جهت رفع اين مشكلات برآيند.


مولانا عبدالحميد خاطر نشان كردند:«آحاد ملت ايران بايد اين شهامت را داشته باشند كه صداي خود را به مسولين نظام برسانند وبه نظر من هيچ كس با چنين روندي مخالف نيست.هر قومي كه مورد ظلم قرارمي گيرد بايد پيگيرحقوق خود باشد.»

در اين جلسه همچنين تني چند از سران قبايل به بيان ديدگاهها و نقطه نظرات خود پرداختند و از مسئولين نظام به خصوص رهبر معظم انقلاب خواستند اين بحرانها را جدي بگيرند و از كنار آنها ساده نگذرند .

همچنين پيمان فروزش نماينده مردم زاهدان در مجلس شوراي اسلامي كه در اين جلسه حضور داشت با بيان اينكه حوزه ي حكومت و قانون فرايندي جدا از حوزه ي اجرا مي باشد افراد متعصبي را كه در قسمت اجرا دست به تخلف زده اند را باني همه اين مشكلات دانست .


وي همچنين بشدت گزارشهاي كذبي كه از استان به مركز ارائه مي شود را به شدت محكوم كرد.

شايان ذكر است كه در پايان اين نشست نامه اي كه براي رهبر انقلاب تنظيم شده بود به امضاي تمام سران قبائل حاضردر جلسه رسيد.

سران و ريش سفيدان طوائف بلوچ همچنين امروز بعدازظهر با حجة الاسلام حاج آقاي سليماني نماينده ولي فقيه در استان ديدار كرده و خواستار حل هر چه سريعتر مشكلات اخير شدند

در اين جلسه دوست محمد بلوچ كه به عنوان سخنگوي ريش سفيدان معرفي شده بود اعتراض سران قبائل نسبت به مصوبه اخير شوراي انقلاب فرهنگي را مطرح كرد و در ادمه خواستار حل بحران حوزه علميه عظيم آباد زابل شد

وي همچنين از دستگيري علما و جوانان اهل سنت ابراز نگراني كرد و اظهار داشت ما خواستار آنيم كه هر چه سريعتر تكليف اين زندانيان بي گناه روشن شود.

در ادامه ي اين جلسه حجة الاسلام سليماني امام جمعه اهل تشيع زاهدان با سخناني زيركانه به توجيه معتميدين و ريش سفيدان حاضر در جلسه پرداخت.


وي در رابطه با بحران مدرسه ديني زابل گفت:« بيننا و بين الله ريشه اين بحران به خود شما عزيزان بر مي گردد

من چندين بار به مولوي عبدالحميد كه فردي ديندار و متدين هستند گفتم شما در حق فرزندان مرحوم مولوي محمد گل پدري كنيد و دستي بر سر آنها بكشيد تا بدين ترتيب جريان بخوابد

بنده دو بار به ايشان پيشنهاد دادم كه دو نفر از مولوي هاي منطقه را معرفي كنند تا آنان به شكلي قانوني متقاضي شده و سرپرستي اين حوزه را به دست بگيرند تا روال كار كاملا قانوني شود.

شما از ايشان بپرسيد آيا من چنين پيشنهادي ندادم


نماينده ولي فقيه در استان ادامه داد :«من دو بار قسم جلاله خورده و گفته ام به والله من از روي خير خواهي چنين پيشنهادي را مطرح مي كنم . ديديد كه در ادامه اين مسئله سر باز كرد و به عنوان يك بحران در شوراي تامين امنيت كشور مطرح شود

وي همچنين درمورد طرح ساماندهي مدارس ديني گفت در اين طرح اصلا بحث دولتي شدن مدارس مطرح نيست فقط يك سري از مقررات گذاشته مي شود تا هم به مشكلات سربازي طلاب رسيدگي شود و هم تكليف مدارك آنان مشخص شود .

اينكه گفته شده است كه در پي اجراي اين طرح دو نفر آخوند در حوزه ها نظارت داشته باشند به والله صحت ندارد.


وي همچنين در رابطه باجوانان وعلماي دستگير شده ي اهل سنت گفت:«كساني كه بازداشت شده اند وظيفه من در رابطه با آنها پيگيري هر چه سريعترموضوع شان است و با توجه به اينكه فقط بايد كسي كه جرمي مرتكب شده مجازات شود من به اين موضوع حتما رسيدگي خواهم كرد.

http://www.molanaabdolaziz.com/Pages/NewsView.aspx?ID=154&type=news

+ نوشته شده در  ساعت   توسط تريبون آزاد  | 

مسابقه ای برای همه

به کسانی که بتوانند به این سوالات پاسخ بدهند، یک دکترای افتخاری از دانشگاه ‏آکسفورد داده می شود.‏عینهو دکترای وزیر کشورمون آقای کردان!

1-  چرا احمدی نژاد گفته است " پیروزی از آن ماست"؟
الف) گوینده از خودش خوشش می آید؟
ب) گوینده از واقعیت خوشش نمی آید؟
ج) گوینده معنی پیروزی را نمی داند؟
د) گوینده فکر می کند ما معنی پیروزی را نمی دانیم؟‏
هـ) قرار است تیم پرسپولیس را هم بدهند به احمدی نژاد؟

2- چرا دفتر رئیس جمهور مدرک دکترای دانشگاه آکسفورد وزیر کشور را تائید ‏کرد، ولی خود دانشگاه آکسفورد این مدرک را تائید نکرد؟
الف) چون مدیریت دولت علمی است؟
ب) چون مدرک کاغذپاره است و کاغذپاره ها دست دولت است؟
ج) چون رئیس جمهور دکتر احمدی نژاد است؟
د)  چون دانشگاه آکسفورد انگلیسی است و انگلیس دشمن ماست؟

3- چرا کردان گفته است، انقلابی در دنیا با شکل گیری دولت نهم پاگرفته است؟
الف) چون دانشگاه آکسفورد الکی به کسی دکترای افتخاری نمی دهد؟
ب)  چون می خواست یک دکترای افتخاری دیگر از هاروارد بگیرد؟
ج)  چون می خواست قضیه دکترا را لایی رد کند؟
د) چون ایجاد انقلاب در جهان نیازی به داشتن دکترای آکسفورد ندارد؟
هـ)  همین جوری؟

4- اگر حرفی که مشائی مشاور احمدی نژاد در مورد اسرائیل زد، مشاور خاتمی در ‏مورد اسرائیل زده بود، به کجا می رفت؟
الف) می رفت به جایی که ترک ها نی انداختند؟
ب) می رفت به جایی که افغانی ها نی انداختند؟
ج)  می رفت به جایی که تاجیک ها نی انداختند؟
د)  می رفت به جایی که عرب نی انداخت؟
هـ) بعد از اینکه او را توی چرخ گوشت می انداختند، با او همبرگر درست می کردند؟

5-  چرا سردار رادان محبوب ترین مدیر پایتخت شد؟‏
الف) به همان دلیل که کردان وزیر کشور شد؟
ب) به همان دلیل که احمدی نژاد محبوب ترین شخصیت دنیای عرب شد؟
ج)  به همان دلیل که ایران بزرگترین قدرت جهان شد؟
د)  بخاطر چشم های جذاب و موهای دلفریبش؟
هـ) چون مردم مازوخیسم دارند و دوست دارند کسی کتک شان بزند؟

6-  با توجه به اینکه دروغ گفتن باعث ابطال روزه می شود، دکتر احمدی نژاد در ماه ‏رمضان چگونه سخنرانی می کند؟
الف)  بعد از افطار سخنرانی می کند؟
ب)  بین افطار و سحر سخنرانی می کند؟
ج)  بعد از افطار سخنرانی اش را ضبط می کند و در طول روز پخش می کنند؟
د)  به سفر می رود و چون روزه بر مسافر واجب نیست، سخنرانی می کند؟
هـ)  روزه می گیرد و دروغ نمی گوید و در نتیجه دولت سقوط می کند؟

7- با توجه به اینکه علی آبادی گفته است: " در اسلام چیزی به نام شکست نداریم" ‏علت نگرفتن مدال توسط ایران در المپیک پکن چه بود؟
الف) چون در اسلام شکست نداریم، ولی در مسابقات ورزشی شکست داریم؟
ب) چون آنها با توپ بازی می کردند، ما با اسلام، در نتیجه آنها بردند، ولی ما هم ‏شکست نخوردیم؟
ج) چون مدال و پیروزی مهم نیست، فقط چهل میلیارد پول اضافی داشتیم که باید ‏خرج می کردیم؟
د)  در اسلام اگر ما پیروز شویم پیروز شده ایم، ولی اگر آنها پیروز شوند ما ‏شکست نخوردیم؟
هـ) آدم اگر حرف مفت نزند ممکن است بمیرد؟

8-  چرا دوهفته پیش، نخست وزیر ژاپن استعفا داد؟
الف) چون خارجی ها وقتی احساس کنند نمی توانند کاری انجام دهند استعفا می دهند؟
ب)  چون مدرک تحصیلی اش تقلبی نبود، ولی مشکل کاری داشت؟
ج) چون هر وقت احساس ناتوانی می کرد، به سفر نمی رفت؟
د)  چون نخست وزیر ایران نبود، وگرنه استعفا نمی داد و رئیس جمهور می شد؟‏

9- هنر دکتر محمود احمدی نژاد را در چه میدانید؟

الف) دکترای آسفالت

ب) مربی گری فوتبال

ج) سخن گفتن به زبان های ترکی و عربی و لری و ترکمنی و غیره،

د) آشپزی رزا احمدی نژاد

هـ)دروغ گفتن به مردم

10-چرا باید به احمدی نژاد ، در دوره بعد رای بدهیم ؟

الف) چون به تمامی شعارهای انتخاباتی و تمامی قولهایی که به مردم داد عمل کرد: کاری به مو ،لباس وظاهر جوانان نداشت و نداره.توانست قیمت کالاها را تثبیت کند وجلوی گرانی ها را بگیرد، نتیجه کار:قیمت گوجه فرنگی 250تومانی شد، 2500تومن.چای کیلویی 3000 تومان، شد 7000 تومان،مرغ کیلویی 2100تومان، شد 3500 تومان و...

 کاری کرد که بانوان هم بتوانند به ورزشگاهها بیایند و به تماشای مسابقات در ورزشگاهها بپردازد.

ب) افزایش سن دانشمندان: یکی از عواقب خطرناک رفتن دولت احمدی نژاد کاهش ‏تعداد دانشمندان کشور است، در دوره دولت نهم سن متوسط دانشمندان مهم کشور به فاصله ‏سنی 16 تا 25 سال [سن دخترک مخترع انرژی اتمی تا سن مهرداد جون] رسید

ج) آیا مردم در صورتی که وضع ‏تغییر کند می توانند این تغییر ادبیات را بفهمند؟ آیا همین امر موجب سوء تفاهم نمی شود؟ ‏جامعه ای که چهار سال عادت بکند به او بگویند بتمرگ! مرتیکه حمال! وقتی بشنود که به او می گویند آقا و خانم محترم، لطفا تشریف بیاورید بنشینید، ‏احساس نمی کند که اشتباهی رخ داده است؟ و آیا براحتی متوجه این اشتباه می شوند؟

د)شکوفایی استعداد ملی: باید ‏احمدی نژاد رئیس جمهور باقی بماند، ممکن است شکوفایی استعداد در حدی که بتوان سالی ‏یک میلیارد درآمد بدست آورد، چهل سالی طول بکشد، اما این چهل سال ارزش اش را دارد، ‏بخصوص اینکه زمان برای ما موضوع مهمی نیست. شکوفه مهم است.‏

هـ)حضور احمدی نژاد باعث می شود تا ایرانیان در سراسر جهان چنان بی ‏حیثیت شوند که حتی سی سال بعد از او هم همه شان را به اتهام تروریسم از همه جای جهان ‏اخراج کنند و در نتیجه همه مجبور بشوند که از ترس جمهوری اسلامی به خودش پناهنده ‏شوند...‏
و در نهایت: همه مغزهای ایرانی برمی گردند و نفت هم نخواهیم داشت، برای همین همه چیز ‏می شود همانطور که می خواستیم، ما اولین تولید کننده علم در جهان می شویم.‏

منبع: http://web-nevesht.blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط تريبون آزاد  | 

من آمدم

 

سلام سلام سلام و صد سلام

 

با سلام خدمت همه دوستانی که در مدت غیاب احقر بنده را مورد لطفشان قرار دادند و به کلبه حقیرانه ام همه روزه و یا هر از چند گاهی سر زدند

راستش دلم نمی خواست غیبتم طولانی بشه اما داد از دست این مسافرتها که چی بگم!

چند روز پیش در تهران فرستی شد تا به وبلاگم سری بزنم و وقتی وارد کنترل پنلش شدم دیدم که ماشاءالله خیل عظیمی از کامنتهای شما خوبان سرازیر وبلاگ شده که البته برخی دوستانه و بعضا نیز(...)نظر داده بودند

بگذریم! دست همه تون درد نکنه ! بهر حال به یادم بودید ولو با دشنامی!!!!!!!!!!

به قول شاعر:

اکنون که تنها دیدمت لطف ار نه آزاری بکن        سنگی بزن تلخی بگو تیغی بکش کاری بکن

بلاخره برخی اگر لطفی نکردن آزاری که کردن !!!!! که من هم ممنونم

ان شاءالله با مطالبی خواندنی در خدمتتون خواهم بود. منتظرم باشید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط تريبون آزاد  | 

با سلام خدمت همه خوبانی که به من سر می زنند

با عرض معذرت چند روزی در خدمت شما خوبان نخواهم بود و آپ نمی شوم انشاء الله در اسرع وقت خدمت می رسم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط تريبون آزاد  |